چه تعداد تمدن فضایی هوشمند در فضا وجود دارد؟

 
محمود حاج‌زمان: «دیگر کافی است! من 20 سال است که به آسمان شب خیره شده‌ام و حتی یکبار نیز چیزی ندیده‌ام که در من سوءظنی ایجاد کند که شاید یک گردشگر فضایی آمده تا به زمین نگاهی بیاندازد.» این سخنان مارک تامپسون، عضو انجمن ستاره‌شناسی سلطنتی انگلستان و مجری برنامه نجومی بی‌بی‌سی است.

به گزارش دیسکاوری، وی با افراد زیادی برخورد داشته که می‌گفتند شیء پرنده ناشناسی یا همان یوفو را دیده‌اند. به گفته وی، از نظر علمی این سخن آنها به طرز وحشتناکی سطحی است. آنها به احتمال زیاد یک چیز ناشناخته را دیده‌اند و ممکن است به نظر برسد که آن شی پرواز می‌کند. هر چه که بوده، مطمئنا یک شیء بوده، اما به این معنی نیست که این شیء یک موجود فضایی است.

تامپسون می‌گوید که وی تاکنون چیزی ندیده که باعث شود فکر کند یوفوها منشاء فضایی دارند. اما در عین حال تاکید می‌کند که اگر از او سوال کنید که آیا فضایی‌ها وجود دارند، با صدای بلند تصدیق خواهد کرد که «بله، آنها وجود دارند.» این موضوع که آیا یوفوها واقعا موجودات فضایی هستند، بحثی است که سابقه چند ده‌ساله دارد. اما صرف نظر از این موضوع، سوال درباره حیات میکروبی در منظومه شمسی یا حیات هوشمند در کل عالم، یک موضوع مجزا و فریبنده است. اگر «آنها» آن بیرون باشند، و با توجه به هدف این مقاله بگذارید فرض کنیم که آنها وجود دارند، ما باید منتظر چه تعداد تمدن فضایی باشیم؟

اخترشناس آمریکایی، فرانک دریک، نخستین کسی بود که در دهه 1960 / 1340 نخستین جستجوی واقعی را برای سیگنال‌های رادیویی بیگانگان فضایی در کیهان آغاز کرد. در کنار این جستجو، وی برای تخمین تعداد تمدن‌های فضایی موجود در کهکشان راه‌شیری، که ما در عمل می‌توانیم بی‌درنگ با آنها ارتباط برقرار کنیم، معادله‌ای ارائه کرد.

معادله مشهور وی یک احتمال جالب است که با پارادوکس فرمی ارتباط زیبایی دارد. به طور خلاصه پاردوکس فرمی می‌گوید که «اندازه جهان هستی و عمر آن نشان می‌دهد که باید موجودات و تمدن‌های فضایی پیشرفته دیگری وجود داشته باشند. اما اگر چنین است، پس چرا ما تاکنون آنها را ندیده‌ایم و این تمدن‌ها به ما سر نزده‌اند؟» پاردوکس فرمی بیان می‌کند که صرف‌نظر از تعداد تمدن‌هایی که از این رابطه استخراج می‌شوند، به نظر می‌رسد که مدارک چنین ارتباطات بین تمدنی دارای یک فقدان آشکار است.

معادله دریک

اگر پارادوکس فرمی را کنار بگذاریم و از جنبه ریاضی به معادله دریک نگاه کنیم، این معادله در فرم اصلی خود به صورت زیر است:

N = R* × fp × ne × fl × fi × fc × L

شاید در نگاه اول این معادله خیلی ترسناک به نظر برسد، اما در حقیقت فهم آن بسیار ساده است. هدف این معادله این است که به جای حدس‌های کلی، با استفاده از چند عدد که بر اساس دانش فعلی خود می‌توانیم آنها را تخمین بزنیم، عدد جادویی N را به دست آوریم، عددی که تخمینی از تعداد تمدن‌های قابل ارتباط در کهکشان راه شیری است.

بگذارید ابتدا با R*، نرخ متوسط شکل‌گیری ستارگان در کهکشان خود شروع کنیم. این ضریب عجیب به ما کمک می‌کند تا با درک تعداد ستارگانی که هر سال در کهکشان راه شیری متولد می‌شوند، دریابیم که چه تعداد تمدن فضایی هر سال ممکن است متولد شوند. تئوری‌های موجود پیشنهاد می‌کنند که این عدد برای کهکشان راه شیری در حدود 10 ستاره در سال است.

ضریب دوم در معادله بالا، fp، بیانگر درصدی از ستارگان مذکور است که دارای سیاره هستند. بر اساس دانش فعلی ما، این عدد چیزی حدود 50 درصد است.

برای تخمین سایر ضرایب معادله بالا، نیازی نیست تا این حد از زمین دور شویم و کافی است تا نگاهی به منظومه شمسی خودمان داشته باشیم. ضریب ne بیانگر تعداد سیاراتی است که می‌توانند میزبان حیات باشند. ضریب fl نیز بیانگر درصدی از این سیارات است که حیات در روی آنها می‌تواند شکل بگیرد. با نگاهی به منظومه شمسی می‌توان گزینه‌های مختلفی را برای این ضرایب پیدا کرد.

به طور آشکار، زمین می‌تواند از حیات پشتیبانی کند و احتمالا در گذشته مریخ نیز چنین حالتی داشته است. این مطلب باعث می‌شود که عدد 2 را برای ضریب اول پیشنهاد کنیم، اما شاید لازم باشد که در تخمین خود قمرهای خاص منظومه شمسی (اروپا در مشتری و تیتان در زحل) را نیز در نظر بگیریم.

اگرچه حیاتی که در این اقمار می‌تواند شکل بگیرد ممکن است خیلی ابتدایی یا عجیب باشد، اما در نظر گرفتن آنها ما را به عدد 4 برای ضریب ne می‌رساند. درصدی از این سیارات که حیات می‌تواند روی آنها شکل بگیرد حداقل 1 است، اما می‌توان فرض کرد که اگر شرایط مناسب فراهم باشد، حیات در یک زمان نامعلوم و به یک شکل ناشناخته در همه آنها می‌تواند تکامل یابد. پس ضریب fl را همان 100 درصد در نظر می‌گیریم.

پس از مقادیر بالا، اکنون می‌توان چند مقدار دقیق و قابل اعتماد را برای ضرایب نهایی معادله دریک در نظر گرفت. ضریب fi بیانگر درصدی از سیارات قابل سکونت است که حیات هوشمند در آنها تکامل یافته است. با توجه به اینکه در منظومه شمسی، ما تنها یک جا را سراغ داریم که چنین حیات هوشمندی روی آن شکل گرفته باشد، می‌توان مقدار 25 درصد را برای این ضریب در نظر گرفت.

به گفته بنیاد ستی که مسولیت جستجوی حیات فرازمینی را بر عهده دارد، fc بیانگر «درصدی از تمدن‌های فضایی است که به یک فناوری دست یافته‌اند که می‌تواند نشانه‌های قابل ردیابی از وجود آنها در فضا به جا بگذارد.» در نتیجه این ضریب به مقدار ناچیز 1 درصد کاهش می‌یابد.

در نهایت به ضریب L می‌رسیم، مدت زمانی که تمدن مورد نظر نشانه‌های قابل ردیابی را در فضا پخش کرده است. اگر انسان را به عنوان نمونه در نظر بگیریم، دستیابی به چنین حدی از پیشرفت فناوری را می‌توان در حدود 1000 سال تخمین زد.

عدد تکان دهنده

مزرعه ستیاگر تمام اعدادی را که در بالا به آنها اشاره شد در معادله دریک قرار دهیم، به عدد تکان دهنده‌ای خواهیم رسید: تعداد تمدن‌های موجود در کهکشان راه شیری که ما قادریم همین لحظه با آنها ارتباط برقرار کنیم تنها 50 تمدن است! تخمین زده می‌شود که در حدود 400 میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری وجود داشته باشد، اما از این میان تنها 50 تمدن فضایی وجود دارد که ما می‌توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.

کافی است تا نگاهی به مقیاس پهناور کهکشان راه شیری بیاندازید که بیش از 100 هزار سال نوری پهنا دارد. آنگاه در می‌یابید که شانس ما برای اینکه در یک فاصله مناسب برای برقراری ارتباط با سایر تمدن‌های فضایی باشیم، چقدر اندک است. مساله‌ای که خیلی ناامیدکننده به نظر می‌رسد.

اما آیا این بدان معناست که ما باید از تلاش خود برای یافتن حیات فرازمینی دست برداریم؟ با توجه به تعداد اندک آنها در کهکشان ما، یافتن سوزن در انبار کاه بسیار آسان‌تر به نظر می‌رسد. اما تامپسون اعتقاد دارد که بر خلاف این نکته، ما باید به جستجوی خود برای یافتن عموزاده‌های فضایی خود ادامه دهیم. به گفته وی مساله قابل توجه درباره نوع بشر، تمایل خدشه‌ناپذیر او برای جستجو و اکتشاف است.

 اگرچه یافتن تمدن‌های فضایی کار بسیار سختی است، اما این طبیعت ماست که برای آن تلاش کنیم. اگر گزینه دیگر این باشد که دست روی دست بگذاریم، هیچ کاری نکنیم، و فرض کنیم که ما تنها هستیم، به نظر شما بهتر است کدام گزینه را انتخاب کنیم؟
برگرفته از سایت  کامتال

چگونه زن خود را رواني كنيم؟!!

 

چگونه زن خود را رواني كنيم؟!!



1_وقتي بعد از يك روز شلوغ براتون غذا درست كرد و با تمام خستگي كنارتون نشست بهش بگيد:ممنون عزيزم ، خوب شده ، ولي كاش قبل از درست كردنش به مامانم زنگ ميزدي و طرز تهيه اين غذا رو ازش ميپرسيدي ...


2_وقتي در جمع فاميل خودتون هستيد شكم بزرگ پدرزنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهيد.



3_از صبح كتوني پا كنيد و تا شب هم از پاتون در نياريد تا جورابتون بوي گربه مرده بگيرد و بعد با همان جورابها بريد توي رختخواب.



4-به صورتش نگاه كنيد و باحالتي متاثر بگيد:عزيزم چقدر پير شدي..
 


5-وقتي تخمه ميخوريد پوستهاي تخمه را هر جاي بريزيد غير از بشقاب جلوي دستتون.



6-هميشه آب را با بطري سر بكشيد.



7-وقتي زنتون حواسش كاملا به شماست وانمود كنيد زنتون رو نديديد و يواشكي به بچه هايتون بگيد:دوست داريد براتون يك مامان خوشگل بيارم!!.



8_وقتي با تلفن صحبت ميكنيد به محض ورود همسرتون با دستپاچگي بگيد :باشه ، من بعدا بهت زنگ ميزنم ..و سريع گوشي رو قطع كنيد..



9_هميشه از گيرايي چشمهاي دختر خاله ترشيده اتون تعريف كنيد..



10_خاطرات شيرين دوران مجردي خودتون رو با دوست دخترهاي داشته و نداشته خودتون براش تعريف كنيد..
 


11-وقتي با اون تو رستوران هستيد با صداي بلند باد گلو بزنيد..
 


12-او را با اسمهاي مختلف مثل :سميرا ،مريم ، پريسا، آتنا، شيوا... صدا كنيد و بعد بگيد ببخشيد عزيزم اين روزها حواسم زياد جمع نيست ..



13_سعي كنيد يك چادر مسافرتي خوب يا ماشين راحت بخريد كه شبهاي كه قرار است همسرتان بيرون از خونه بخوابد ، زياد سختي نكشد..

نام خود را وارد كنید و منتظر سورپرایز باشید!!! (جالب)

نام خود را وارد كنید و منتظر سورپرایز باشید!!! (جالب)

روی لینک پایین کلیک کنید و اسم خودتون رو به انگلیسی در کادر بنویسید و Submit رو بزنید تا ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد. !! 

                                         

                                                      کلیک کنید

چهار اصل

چهار اصل

از عالمی پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟

گفت : چهار اصل

1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم.

2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم.

3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم.

4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم.


نماز و میدان مغناطیسی بدن


نماز و میدان مغناطیسی بدن

 

ميدان مغناطيسي بدن انسان و نماز



هارولدبور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يک آزمايش ساده، به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد.او با توجه به يک مولد الکتريکي که در آهنربا در داخل سيم پيچ دوران مي کند و جريان توليد ميکند، سمندري را در يک ظرف آب نمک قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند. الکترودهايي که در اين ظرف وجود داشتند و به يک گالوانومتر حساس متصل شده بودند، يک جريان متناوب را نشان مي دادند. زماني که بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هيچ جرياني را نشان نداد. اين بدان معنا بود که در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد که خاصيت مغناطيسي هم دارد. بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان کرد و مشاهده نمود که اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وکاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است. او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حياتي هم از بين ميرود. به گونه هاي که يک سمندر مرده که در دستگاه بود هيچ پتانسيلي به وجود نمي آورد.


 

تشکيل ميدان مغناطيسي بدن


 


 

همانگونه که مي دانيد، در بدن ما ميليونها عصب وجود دارد که کار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريک الکتريکي اين عصبها صورت مي گيرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها در بدن ما يک ميدان تشکيل مي شود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليونها عصب به وجود مي آيد.


 

امواج مغزي


 

دستگاه موج نگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را ارائه ميدهند که عبارتند از: آْلفا، بتا، دلتا و تتا. ريتمهاي دلتا کندترين امواج مغزي با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي شوند. به نظر ميرسد که ريتمهاي تتا که داراي تناوب 4تا7دور درثانيه مي باشند به خلق و خوي بستگي داشته باشد. ريتمهاي آلفا از 8تا 12 دور در ثانيه، در اوقات تفکر، تامل آزاد رخ داده و در صورت تمرکز حواس و توجه قطع مي شوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز، يعني جايي که فعاليتهاي پيچيده مغزي رخ مي دهد مي باشند. امواج آلفا امواج بسيار مهمي هستند که بوسيله هانسبرگر آلماني کشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خوداگاهي معطوف به درون ظاهر مي شوند تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد مي کنند مثل تمرکز و يادگيري.


ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر


حتما تا به حال در باره خطرات گوشيهاي موبايل يا زندگي در نزديکي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيده ايد.بنابر تحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي که از نيروگاهاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريشتراش برقي و... ساتع مي شود به دي ان اي سلولهاي مغزي آسيب ميرساند و قابليت ترميم را در آنها از بين مي برد. ميدانهاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز اثر منفي ديگري به بدن دارند. اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن مي شوند. همانطور که ميدانيد نزديک به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولکولهاي آب به صورت دوقطبي هستند و زماني که ما در معرض يک ميدان مغناطيسي خارجي قرار مي گيريم، اين مولکولها در جهت آن ميدان قرار مي گيرند و اين پديده باعث مي شود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بريزد.


 

علاوه بر عوامل خارجي يکسري عوامل داخلي نيز وجود دارند که باعث مي شوند اختلال در ميدان بدن ايجاد شود. مهمترين آنها بارهاي الکتريکي هستند که هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود مي آيند و به صورت الکتريسيته ساکن در بافتهاي بدن ذخيره ميشوند و ميداني که در اطراف اين بارها بوجود مي آيند در ميدان بدن ايجاد خلل مي کنند. اين بارها به خصوص در نقاطي که تراکم اعصاب بيشتر است ذخيره مي شوند و به دليل اين که هم تراکم زيادي دارند و هم در نزديکي عصبهاي بيشتر و مهمتري قرار دارند براي بدن به شدت مضر هستند. از جمله اين نقاط ناحيه سر و دستها و قسمت مچ يابه پايين است و در بين اين سه قسمت، سر اهميت ويژه اي دارد چون بارهاي ذخيره شده در آن علاوه بر ايجاد خلل درميدان مغناطيسي مغز باعث اغتشاش در امواج مغزي نيز مي شوند.


 

به ظاهر ما روزانه تنها دقايقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم.مثل موبايل يا سشوار و غيره.اما در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم و آن ميدان مغناطيسي زمين هست. عوامل داخلي اغتشاش در ميدان بدن ما هم فعاليتهاي حياتي و اجتناب ناپذيري هستند که در تمام طول عمر ما در جريان هستند پس چگونه ميتوان باعث خلل اين اثرات سو که باعث اختلال در بدن ما و بيماريهايي مثل سرطان مي شوند را خنثي کرد؟


 

در اينجاست که بايد گفت خداوند راه حل تمام اين سوالات را در يک عمل ساده که امکان آن براي همه افراد وجود دارد و بيش از چند دقيقه هم وقت نمي برد و هيچ ضرري هم ندارد به انسان هديه داده و آن نماز است.


 

نماز و ميدان مغناطيسي

گروه اینترنتی قلب من

آنگونه که از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست، به طور شگفت انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي که در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود.

يکي از نکات بسيار جالبي که پروفسور بور به آن دست يافته بود اين بود که دريافته بود که در بدن تمام دانشجويان مؤنث ماهي يکبار تغيير ولتاژ شديد ايجاد مي شود و ميدان بدن به منظمترين حالت خود مي رسد و به همين دليل است که زنان نيازي ندارند در اين مدت نماز بخوانند.
اخيرا هم کشف شده است که علت اينکه قلب زنان منظم تر و قويتر از مردان ميزند و دليل آن همين تغيير ولتاژ هست.

نماز و بارهاي الکتريکي


 

همانطور که قبلا اشاره شد بارهاي زائدي که در اثر تحريکات الکتريکي اعصاب به وجود مي آيند هم شبيه ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي که اعصاب در آن تحرک بيشتري دارند، خطرات جديتري ايجاد مي کنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند. به طرز حيرت آوري مي بينيم که اين نواحي دقيقا نواحي هستند که در وضو شسته مي شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته، بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يک ماده رساناست که سريعترين و ارزانترين و بي ضررترين ماده براي اين کار آب است و جالب اينجاست که آب هرچه خالص تر باشد سريعتر بارهاي ساکن را از بدن ما به اطراف گسيل مي دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي که در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.

نماز و امواج مغزي



 

با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده الترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر آن حالت تمرکزي که در هنگام نماز در انسان به وجود مي آيد، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا مي برد.

فلسفه هریک از خوراکیها

فلسفه هریک از خوراکیها

سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود.

سیب: نماد بارورى، زایش و سلامتی است.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى.

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است.

سماق، سرکه و سیر: نماد چاشنى و محرک شادى و سلامتی در زندگى به شمار مى روند.

سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب و بر سفره هفت سین می نشیند .

اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.

آینه: نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد.

آب: نشانه برکت و پاکی در زندگى است .

اسپند، شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى دیگر سفره هفت سین دانست.
اگر از این پست خوشتون اومد لطفا یک نظر بدهید!!

قسمتی از دست نوشته های مهاتما گاندی

قسمتی از دست نوشته های مهاتما گاندی

من می توانم  خوب ، بد ، خائن ، وفادار، فرشته خو یا شیطان صفت باشم ،

من می توانم تو را دوست داشته باشم یا از تو متنفر باشم ،

من می توانم سکوت کنم ، نادان یا دانا باشم ،

زیرا من یک انسانم و این ها صفات انسانی است .

و تو هم به یاد داشته باش :

من نباید چیزی باشم که تو می خواهی ،

من را خودم از خودم ساخته ام ،

تو را دیگری باید برایت بسازد .

و تو هم به یاد داشته باش :

منی که من از خود ساخته ام ، آمال من است ،

    تویی که تو از من می سازی آرزوهایت یا کمبودهایت هستند.لیاقت انسان ها کیفیت زندگی را تعیین می کند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزی باشم که تو می خواهی و تو هم می توانی انتخاب کنی که من را می خواهی یا نه ولی نمی توانی انتخاب کنی که از من چه می خواهی .می توانی دوستم داشته باشی همین گونه که هستم و من هم .می توانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم .  این جهان مملو از انسان هاست ، پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسی جدید باشد.تو نمی توانی برایم به قضاوت بنشینی و حکمی صادر کنی و من هم ، قضاوت و صدور حکم بر عهده ی نیروی ماورایی خداوندگار است .دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می ستایند ،  من قابل ستایشم و تو هم.یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاوری : آن هایی که هر روز می بینی و مراوده می کنی همه انسان هستند و دارای خصوصیات یک انسان ، با ظاهری متفاوت ، اما همگی جایزالخطا .نامت را انسانی باهوش بگذار؛ اگر انسان ها را از پشت ظاهرهای متفاوتشان شناختی ، و یادت باشد که کاری نه چندان راحت است .

            از زندگی هر آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آن چه آرزویش را داریم.

شـــــــرط عــشــــق

برگرفته شده از: http://sevilen.mihanblog.com
شـــــــرط عــشــــق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.


بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید.

 

موعد عروسی فرا رسید.


زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که

شوهرش نابینا باشد.

 دو سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.همه تعجب کردند.

 

 مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم!



گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر

گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر

نامت چه بود ؟
آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت ؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی ؟
امانت است

قدت ؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده ؟
حوای خوب و پاك، قابیل خشمناك، هابیل زیر خاك

روز تولدت ؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت ؟
اینك فقط سیاه، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟
رنگی به رنگ بارش باران، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آنچنان وزین كه ننشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
دركار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت ؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین !!!

حكمت ؟
تبعید در زمین

همدست در گناه ؟
حوای آشنا

ترسیده ای ؟
كمی

ز چه ؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟
بلی

كه ؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای ؟
دیگر گلایه نه!، ولی ...

ولی چه ؟
حكمی چنین؛ آن هم به یك گناه!؟

دلتنگ گشته ای ؟
خیلی زیاد

برای كه ؟
تنها خدا

آورده ای سند ؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی ؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خداست

در آخرین دفاع ؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

الفبای زندگی به معنی واقعی

الفبای زندگی به معنی واقعی

از الفبای زندگی چه می‌دانیم ؟
از اشتیاقی که برای رسیدن به نهایت آرزو‌ها داریم و بر اساس آن تلاش بی وقفه‌ای را در مسیر پر فراز و نشیب زندگی بکار می‌بندیم تا آن را دریابیم ؟
دانسته‌های خود را از الفبای زندگی بنویسیم تا به خاطرمان باشد که عمری را صرف چه می‌کنیم.

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش کارها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ادامه نوشته