داستانی کوتاه ولی بسیار آموزنده برای کودکان و بزرگسالان

داستانی کوتاه ولی بسیار آموزنده برای کودکان و بزرگسالان

 

یکی بود یکی نبود، یک بچه کوچیک بداخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب. 

روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته ها ی بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخهایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد... پسرک متوجه شد که آسانتر آنست که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخها را در دیوار سخت بکوبد 
بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد. پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازاء هر روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد 
روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش روکرد و گفت همه میخها را از دیوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری که میخها بر روی آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد 
پدر رو به پسر کرد و گفت: « دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی ولی به سوراخهایی که در دیوار به وجود آورده ای نگاه کن !! این دیوار دیگر هیچوقت دیوار قبلی نخواهد بود 
پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گوئی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می کوبی. تو می توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری، مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم که آن کار را کرده ام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. یک زخم فیزکی به همان بدی یک زخم شفاهی است. 

دوست ها واقعاً جواهر های کمیابی هستند ، آنها می توانند تو را بخندانند و تو را تشویق به دستیابی به موفقیت نمایند. آنها گوش جان به تو می سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها همیشه مایل هستند قلبشان را به روی ما بگشایند»

قصه گفتن براي تكامل مغزنوزاد لازمه

قصه گفتن براي تكامل مغزنوزاد لازمه

قصه گفتن براي تكامل مغز نوزاد لازم است
متخصصان روان شناسي ، قصه گفتن را براي تكامل مغز نوزادان و كودكان لازم مي دانند و مي‌گويند: با قصه‌گويي ، علاوه بر شناساندن صداي والدين ، صحبت كردن براي كودك راحت مي‌شود و كلمات را صحيح و كامل ادا مي‌كند

دكتر"نرگس كچوئي " روان شناس، در گفت و گو با ايرنا گفت: والدين براين باورند كه نوزاد هيچ چيز را متوجه نمي‌شود و لازم نيست با او حرف بزنند، اين در حالي كه مغز نوزاد آماده براي پذيرش و يادگيري است و دوست دارد صداي والدين خود را بشنود و با محيط آشنا شود

وي گفت : والدين حتما بايد نام اشيا ، غذا،اسباب‌بازي و يا هرچيز ديگري را كه به نوزاد مي‌دهند براي او بگويند و زماني كه كودك سعي مي‌كند به هر لفظي كلمه را ادا كند صحبت كردن او را قطع نكنند و اجازه دهند آن گونه كه راحت است آن را تلفظ كند



وي بااشاره به اينكه نوزادان به صداي افراد مونث بهترين پاسخ را مي‌دهند ، افزود : مطالعات نشان داده است كه صحبت با زبان كودك ، باعث تاخير در تكامل گفتار نمي‌شود ، اما والدين بايد سعي كنند در صحبت با كودك تركيبي از لغات بزرگسالان را با صداي بچه گانه مورد استفاده قرار دهند

كچوئي گفت : در واقع با اين عمل بسترسازي مناسبي را براي كودك در اداي صحيح كلمات فراهم كرده‌ايم

دكتر "محمود رسالتي" روان شناس نيز با اشاره به اينكه از چهار ماهگي به بعد، پنج حس نوزاد از تعامل و واكنش بيشتري برخوردار مي‌شود، گفت :بينايي كودكان بعد ازچهارماهگي در حال افزايش است به طوري كه توانايي پي‌گيري اجسام متحرك را از خود نشان مي‌دهد

وي افزود : والدين بايد بعد از چند ماه فضاي اتاق كودك را تغيير دهند و او را با ديگر فضاهاي بيرون از خانه و ديگر افراد خانواه آشنا كنند

وي اضافه كرد: كودكان علاقه‌مند به ديدن عكسهايي با رنگهاي شاد و پيچيده مي باشند بنابر اين بايد براي آنها كتابهاي داستاني تهيه شود كه رنگي وبا تصويرهاي بزرگ باشد زيرا اين عمل باعث افزايش آشنايي و عكس العمل كودك مي‌شود

رسالتي با اشاره به اينكه حس شنوايي كودك نسبت به تكلم او حساس‌تر است، گفت:كودك دوست دارد صداهاي مختلف را بشنود و در مقابل آنها بسته به علاقه عكس العمل نشان مي‌دهد به طوري كه حتي آنها را تقليد مي‌كند و منتظر تشويق والدين مي‌ماند

رسالتي گفت: والدين بايد حس چشايي فرزندان خود را تحريك كنند و بشناسند زيرا برخي از كودكان نسبت به يك سري از غذاها و طعم‌ها آلرژي دارند كه اين خود باعث بيماري و بيقراري كودكان مي‌شود
وي افزود : درباره حس لامسه كودكان بايد اجازه داد آنها همه چيز را در خصوص زبري ، نرمي ، گرماو سرما احساس كنند تا بتوانند در مقابل آنها عكس العمل نشان بدهند

وي اضافه كرد : اولين پله براي بيدار و فعال كردن اين حس در نوزادان نوازش و در آغوش گرفتن آنها است زيرا با اين عمل به او اين احساس منتقل مي شود كه او را دوست دارند و جايش امن است

قصه و تأثير آن در تربيت كودكان

در كشور ما به رغم وجود گنجينه هاي علم و معرفت و داستآنها و افسانه هاي زيبا و آموزنده، اوليا و مربيان بيشترين وقت خود را به مسائل آموزشي كودكان اختصاص مي دهند و دانش آموزان نيز در خانه و مدرسه بيشتر اوقات خود را صرف يادگيري هاي غير فعال كرده، از سختي و خشكي دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج مي برند. بدين ترتيب اغلب اوليا و مربيان از هدف اصلي تعليم و تربيت كه پرورش انسان هاي خلاق، مبتكر و كارآمد است، باز مي مانند.

هدف از ذكر اين مطالب آشنايي شما با روش هاي قصه خواني و قصه گويي براي كودكان دبستاني است كه نقش بسزايي در رشد و شكوفايي خلاقيت در كودكان دارد.

ادبيات كودكان چيست؟

ادبيات كودكان شامل قصه، شعر، نمايش، افسانه و داستان است. ادبيات كودكان عبارت است از تلاشي هنرمندانه در قالب كلام، براي هدايت كودك به سوي رشد، با زبان و شيوه اي مناسب و در خور فهم او. به بياني ديگر، ادبيات عبارت است از چگونگي تعبير و بيان احساسات، عواطف و افكار به وسيله ي كلمات در اشكال و صورت هاي گوناگون.

ادبيات، كودك را در همه ي اوقات زندگي پرورش مي دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخيل و قوت تصور او مي شود و نيز نيروي ابتكار و ابداع به او مي بخشد. داستآنها و اشعاري كه كودكان مي خوانند و مي شنوند اثري عميق در فكر و روحيه ي آنان مي گذارد و ايشان را براي رويارويي با مسائل رشد و معاشرت با ديگران آماده مي سازد و نيز در درك و فهم مشكلات زندگي آنان را ياري مي كند.

ادبيات كودك، به ويژه در زمينه هاي زبان آموزي و آموختن كلمات تازه به كودكان، نقش قاطعي دارد.

هدف هاي برنامه ي ادبيات كودكان در آموزش و پرورش دوره ي ابتدايي عبارت اند از:

1- كمك به پرورش قدرت بيان و عواطف و افكار كودكان.

2- تقويت و پرورش نيروي تخيل در كودكان.

3- تحريك قوه ي ابتكار و ابداع در كودكان.

4- ايجاد عشق و علاقه به ادبيات در كودكان.

در تعريف ادبيات كودكان مي توان گفت: مجموعه ي نوشته ها، سروده ها و گفتارهايي است كه از طرف بزرگسالان جامعه براي استفاده ي خردسالان فراهم مي آيد، يا خردسالان خود خالق آن هستند.

5- رشد اعتماد به نفس كودك و علاقه مند ساختن او به آزادي و عدالت اجتماعي.

6- برآورده كردن نيازهاي عاطفي كودك و آماده ساختن او براي دريافت پيام هاي اخلاقي و انساني و شهروندي خوب بودن.

تأثير قصه در كودكان

داستان و قصه نقش بسيار مهمي در تكوين شخصيت كودك دارد. از طريق قصه ها و داستان هاي خوب، كودك به بسياري از ارزش هاي اخلاقي پي مي برد. پايداري، شجاعت، نوع دوستي، اميدواري، آزادگي، جوانمردي، طرفداري از حق و حقيقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هايي هستند كه هسته ي مركزي بسياري از قصه ها و داستآنها را تشكيل مي دهند.

پرورش حس زيبايي شناسي در كودك، متوجه ساختن كودك به دنيايي كه اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفيد در كودك، تشويق حس استقلال طلبي و خلاقيت كودك هدف هاي اصلي طرح قصه هاي خوب براي كودكان است.

انتخاب قصه هاي مناسب

مسئله ي انتخاب كردن قصه، با توجه به انبوه موادي كه در اختيار قصه گوست، به ويژه براي قصه گوهاي تازه كار و مبتدي، مشكلي اساسي است. حتي بهترين و برجسته ترين قصه گوهاي حرفه اي هم قادر به گفتن هر داستاني نيستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هايي مي سازد كه با شخصيت خاص و سبك او متناسب باشند. قصه گوي تازه كار، ابتدا بايد سعي كند كه ويژگي هاي شخصيت و سبك گويش خود را ارزيابي كند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هايي را مي توانم مؤثر و خوب بيان كنم؟ چگونه مي توانم شخصيت خود را با قصه هماهنگ كنم تا هر دو بتوانيم با شنونده ارتباط برقرار كنيم؟

پس از آن كه قصه گو كار انتخاب كردن را تمام كرد، وارد مرحله ي آماده كردن داستان براي گفتن مي شود كه از مهم ترين گام هايي است كه در جهت به كار گرفتن فن قصه گويي برداشته مي شود. قصه گو بايد به خاطر داشته باشد كه كار او از بر كردن يا از رو خواندن نيست، بلكه كار او قصه گفتن است كه مانند تجربه اي يگانه باقي مي ماند.

از بر كردن قصه اغلب نخستين مانعي است كه راه سير طبيعي و خودانگيخته ي يك قصه گويي موفق را سد مي كند. قاعده ي درست اين است كه هرگز نبايد داستاني را براي «گفتن» به خاطر سپرد، بلكه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن كافي است.

انتخاب و آماده كردن داستان، نخستين گام ها در راه پيشبرد هنر قصه گويي است و هنر قصه گويي بر آنها استوار مي شود. قصه گوهاي مبتدي و تازه كار به زودي متوجه مي شوند زماني را كه براي رسيدن به اين مرحله از رشد سپري كرده اند، سرمايه گذاري مفيدي بوده است.

آماده كردن ذهن و بيان ، در ارائه ي موفقيت آميز يك قصه مهم ترين مُتغيّر به شمار مي آيد. بدون اين انتخاب و آماده كردن بسيار دقيق، قصه گو نبايد انتظار به دست آوردن يك تجربه ي موفق را داشته باشد.

گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر

نامت چه بود ؟
آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت ؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی ؟
امانت است

قدت ؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده ؟
حوای خوب و پاك، قابیل خشمناك، هابیل زیر خاك

روز تولدت ؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت ؟
اینك فقط سیاه، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟
رنگی به رنگ بارش باران، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آنچنان وزین كه ننشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
دركار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت ؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین !!!

حكمت ؟
تبعید در زمین

همدست در گناه ؟
حوای آشنا

ترسیده ای ؟
كمی

ز چه ؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟
بلی

كه ؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای ؟
دیگر گلایه نه!، ولی ...

ولی چه ؟
حكمی چنین؛ آن هم به یك گناه!؟

دلتنگ گشته ای ؟
خیلی زیاد

برای كه ؟
تنها خدا

آورده ای سند ؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی ؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خداست

در آخرین دفاع ؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا






((((  این هم به خاطر گل روی شما دوست خوبم))))

چگونه هوش اكتسابی ‌كودكان را بپرورانیم؟

چگونه هوش اكتسابی ‌كودكان را بپرورانیم؟

جام جم آنلاین: هوش همواره موضوعی جالب و جذاب برای پژوهشگران بوده و هست. این كه چرا برخی افراد باهوش‌ترند و این هوش چگونه شكل می‌گیرد و از كجا می‌آید.

بر این اساس طی چند دهه انسان‌شناسان و محققان علوم پزشكی عوامل زاینده و فزاینده هوش آدمی را تحقیق و بررسی كرده‌اند. بنا به یافته‌ها بخشی از فرآیند شكل‌گیری هوش، ذاتی است و ریشه‌های ژنتیك دارد. اما بخشی دیگر اكتسابی بوده و بر ‌اثر فرآیند رشد بویژه در سال‌های كودكی و نوجوانی شكل می‌گیرد. فرآیند رشد ذهنی كه با رشد جسمی همراه است، خود از عوامل متعدد دیگری نظیر تغذیه، پرورش ذهنی، آموزش، تعلم و تربیت، محیط اجتماعی، اقلیم، محل سكونت و ... تاثیر می‌گیرد. امروزه دانشمندان می‌دانند حتی آب و هوا می‌تواند بر میزان هوش ساكنان یك منطقه جغرافیایی تاثیر بگذارد. حتما شنیده‌اید كه سرب موجود در هوای آلوده هوش بچه‌ها را كم می‌كند یا می‌تواند بر سلامت سیستم عصبی مادر و جنین اثر نامطلوب بگذارد.

به هر ترتیب این كه بخشی از فرآیند باهوش‌شدن اكتسابی باشد، خبر خوبی است و البته یك فرصت بزرگ. محققان می‌پندارند توجه به پرورش ذهنی حتی در سنین بزرگسالی می‌تواند كفه ترازوی هوش را از بازوی ذاتی بودن به بازوی اكتسابی‌بودن سوق دهد. مجموعه یافته‌های متقدم و متاخر در این حوزه نیز می‌تواند در قالب توصیه‌هایی به والدین ارائه شود كه دوست دارند فرزندی باهوش داشته باشند. البته كیست كه چنین آرزویی در سر نپروراند.

ـ بازی‌های فكری، مغز كودك را تغذیه می‌كنند و هوش وی را پرورش می‌دهند. پرداختن به شطرنج، جدول اعداد، بازی‌های گروهی و استراتژیك و... می‌توانند ذهن كودك را تمرین دهند و دریچه‌های هوش و خلاقیت را پیش‌رویش باز كنند.

ـ به دانش مبتنی بر كنجكاوی، تحقیق و آزمون و خطا اهمیت بدهید. كودك از رفتار والدینش می‌آموزد و در صورتی كه آنان را مشتاق یادگیری و علم‌اندوزی و مشوق آن بیابند، امور ذهنی را برای خود به یك ارزش تبدیل می‌كنند.

ـ ورزش و تغذیه وی را فراموش نكنید. ورزش‌كردن متابولیسم بدنی كودك را فعال می‌سازد و این‌كه می‌گویند عقل سالم در بدن سالم است در تحقیقات مفصل و جداگانه‌ای اثبات شده است. تغذیه مناسب اصول و قواعدی دارد كه باید آنها را‌ آموخت و «زیاد بخور تا قوی شوی!» پنداری عوامانه و سطحی‌نگر درباره تغذیه كودكان است. تغذیه كودك با شیر مادرش، خوردن صبحانه كامل بویژه در سن تحصیل، استفاده از مواد مغذی مانند خشكبار به صورت میان‌وعده، تنظیم كمی و كیفی وعده‌های غذایی و... تنها بخشی از اصول تغذیه‌ای برای كودكان هستند.

ـ فرزند را به پیگیری فعالیت‌های هنری ترغیب كنید. بی‌دلیل نیست كه هنر را شاخه‌ای از ریاضی دانسته‌اند. در این میان موسیقی ارزش‌هایی شناخته‌شده برای پرورش هوش كودك دارد.

ـ بازی‌های مجازی را به سمت بازی‌های مجازی استراتژیك سوق دهید. امروزه با وجود آسیب‌هایی كه از پرداختن به بازی‌های مجازی برای كودكان متصور است، بخشی از این سرگرمی‌ها مطابق اصول پرورش ذهنی تولید و عرضه می‌شوند. از آنجا كه جلوگیری از پرداختن كودكان و نوجوانان به بازی‌های مجازی در عمل غیرممكن است می‌توان در تهیه این نوع بازی‌ها دقت بیشتری به خرج داد.

ـ مطالعه را تشویق كنید. كودكان و نوجوانان به كتاب‌های خوب احتیاج دارند نه صفحه حوادث روزنامه‌ها. در انتخاب كتاب‌ها و منابع مطالعاتی به فرزندتان یاری دهید.

ـ از طرف دیگر بام نیفتید! توصیه آخر این است كه درباره افزایش هوش به صورت مستقیم با كودك صحبت نكنید. این كار نوعی توقع آشكار از سوی والدین برای كودك ایجاد می‌كند كه بالطبع مخرب است. علاوه بر آن هیچ‌گاه هوش كودك را تحقیر نكنید. كودكان حتی كلام توهین‌آمیز والدین را به عنوان حقیقت می‌پذیرند و در مواجهه با آن تسلیم می‌شوند.

برای ایجاد انگیزه، خودباوری را در فرزندانمان تقویت كنیم

خودباوری كودكان زمانی قوام پیدا می‌كند كه آنها مورد اعتماد و احترام باشند، به حرف‌هایشان گوش داده شود و دیگران به توانایی آنان اعتقاد داشته باشند.

نكته: بازی‌های فكری مغز كودك را تغذیه می‌كنند و هوش وی را پرورش می‌دهند. پرداختن به شطرنج، جدول اعداد بازی‌های گروهی و استراتژیك و... می‌توانند ذهن كودك را تمرین دهد و دریچه‌های هوش و خلاقیت را پیش‌رویش باز كند

اگر كودكان هیچ ذهنیتی نداشته باشند كه به چه فكر می‌كنند، چه چیزی را دوست دارند یا از چه چیزی خوششان نمی‌آید یا نقاط ضعف و قوتشان چیست، نمی‌توانند خودشان را باور كنند. آنان باید درك روشنی از ماهیت وجودی خویش داشته باشند.

راه های تقویت خود باوری در كودكان

ـ علائق و مهارت‌های تحصیلی و غیرتحصیلی را در كودك تشویق كنند.

ـ برای هرگونه پیشرفت او در هر زمینه، ارزش قائل شوند و به آن پاداش بدهند.

ـ‌ كنجكاوی، خلاقیت و قدرت تخیل كودك را پرورش دهند.

ـ از كودك، رفتاری مسوولانه انتظار داشته باشند و در این زمینه نقش سرمشق را برای او ایفا كنند.

ـ تعهد به كیفیت یادگیری (در دانش‌آموزان)‌ و خودپروری را به كودك نشان دهند.

ـ زمانی را برای سرگرمی و شادی كودك به همراه خانواده تعیین كنند.

ـ در موارد بروز اشتباه از جانب كودك، زیاد سختگیری نكنید.

ـ او را یاری كنید در مورد خودش احساس خوبی داشته باشد.

ـ به تمایلات و علایقش احترام بگذارید.

ـ درباره كاری كه ممكن است بتواند یاد بگیرد و انجام دهد به او امید بدهید.

ـ به او كمك كنید تا نسبت به آینده خود احساس امنیت و خوش‌بینی كند.

ـ از انتقادهای آزارنده و مخرب نسبت به فرزند خود بپرهیزید.

چگونگی پرورش انگیزه در دانش‌آموزان

انگیزش ذاتی دانش‌آموزان به یادگیری می‌تواند در محیطی امن، اعتمادبخش و حمایتگرانه، پرورش یابد. زمانی كه افراد در محیطی امن و مثبت قرار می‌گیرند و با دیگران روابط كیفی دارند، ترس از شكست و عدم امنیت به طور قابل‌ملاحظه‌ای كاهش می‌یابد.انگیزش دانش‌آموزان در صورتی افزایش میِ‌یابد كه دریابند تكالیف یادگیری به طور مستقیم یا غیرمستقیم با نیازها، علایق و اهداف شخصی آنها مرتبط است.دانش‌آموزان از طریق یادگیری شرایط و فعالیت‌هایی برانگیخته می‌شوند كه به آنها اجازه داده شود تا دست به انتخاب‌های شخصی بزنید و مقتضیات تكالیف را با ظرفیت‌هایشان هماهنگ سازند.

معلمان ‌باید نحوه مرتبط شدن افكار با خلقیات و انگیزه را به دانش‌آموزان نشان دهند و ثابت كنند كه دانش‌آموزان می‌توانند افكاری را كه بر انگیزه یادگیری آنها تاثیر می‌گذارد، كنترل كنند، چرا كه اگر دانش‌آموزان نسبت به خود و یادگیری‌شان افكار و احساسات منفی نداشته باشند، برای یادگرفتن، با انگیزه می‌شوند.از كارهای مهمی كه معلم می‌تواند در كمك به دانش‌آموزان برای افزایش خودانگیزشی به كار گیرد، آموختن این مهم است كه خود آنها فرآیند یادگیری و فعالیت‌های ویژه یادگیری را ارزشمند تلقی كنند.

درك اهمیت، هدف‌گزینی برای دانش‌آموزان مهم است، چرا كه انتخاب هدف موجب ایجاد انتظارات مثبت و دلایلی می‌شود كه هرفرد برای كنترل زندگی‌اش می‌تواند از آن بهره بگیرد.

به دانش‌آموزان، برای به عهده گرفتن كنترل و هدایت راهی كه می‌خواهند درپیش گیرند و آنچه كه می‌خواهند انجام دهند، كمك كنید. می‌توان گفت كودكان موفق در مدرسه تحت تاثیر معلم‌های كارآمد و همچنین خط‌مشی‌ها،‌ محیط، قواعد و مقررات مدرسه كارآمد قرار می‌گیرند. چنین مدرسه‌هایی قادرند وضعیت دانش‌آموزان، معلمان و دیگر كاركنان مدرسه را بهبود بخشند.

امین رحیمی / جام جم


برگرفته شده از: http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100847221193

مثبت‌اندیشی ضامن بقا و موفقیت

مثبت‌اندیشی ضامن بقا و موفقیت

محققان اخیرا آنچه را کارشناسان علوم انگیزشی همچون خود من سال‌ ها تدریس کرده‌اند اثبات نموده‌اند و آن این است که مثبت‌اندیشی چنان نیروی عظیمی است که موجب افزایش طول عمر می‌شود. مثبت‌اندیشی همچنین با کسب ثروت و موفقیت مرتبط است.

 نتایج مطالعه‌ای دراهایو که موضوع پیری و بازنشستگی را 20 سال مورد بررسی قرار داده است نشان می‌‌دهد نظر افراد در مورد پیری بر میزان عمر آنها تاثیرگذار است. بنابر یافته‌های این تحقیق افرادی که درباره پیری نگرش مثبتی دارند به طور متوسط 8/7 سال بیش از کسانی که نگرششان در این باره منفی است عمر می‌کنند .

البته بدیهی است که عوامل بسیاری بر طول عمر انسان تاثیرگذار است. اما از آنجا که این تحقیق روی 1157 نفر انجام شده است سعی شده تاثیر عوامل دیگر تا حد امکان تحت کنترل قرار گیرد. در نتیجه اگر وضعیت جسمانی افراد تا حدی تحت تاثیرنگرش آنها درباره پیری است،‌ مثبت‌اندیشی چه اثری در پی دارد؟ به طور کوتاه باید گفت :

«همه چیز تحت تاثیر نگرش ماست

حال که چنین است از خود بپرسید می‌خواهید بر چه چیزی اثر بگذارید. بر سلامتی،‌شادابی، در آمدتان، کدامیک؟ ابتدا لیستی از موارد دلخواه تهیه کنید. اما سعی کنید کمتر از 7 مورد را در نظر بگیرید تا بتوانید نیروی خود را به خوبی روی آنها متمرکز کنید. سپس نگرش واقعی خود را درباره این موارد بیابید و برای دستیابی به حقیقت امر از دیگران بخواهید نظر خود را درباره نگرش شما نسبت به آن موارد اعلام کنند. اگر اعمال و رفتارتان مطابق نگرشتان نیست،‌ برای یافتن نگرش واقعی خود به اعمال و رفتارتان توجه کنید زیرا آنها معرف‌های واقعی‌ تری هستند. حال ببینید نگرشتان برای دستیابی به هر یک از اهداف موردنظر اثربخش است یا خیر. ببینید در کدام یک از زمینه‌ها لازم است نگرشتان را تغییر دهید و نگرش تازه‌ای در پیش گیرید. سعی کنید نگرش تازه را به باور تبدیل کنید. برای نمونه اگر می‌خواهید نگرشتان این باشد که «پولدار شدن خوب است» چند بار در روز این جمله را تکرار کنید: «من عقیده دارم پولدار شدن خوب است». این نوع تاکید و تصریح راهی بسیار موثر برای تغییر نگرش در مدتی کوتاه است .

برای تغییر نگرش همچنین می‌توانید از دوستان و اطرافیانتان کمک بگیرید. از آنها بخواهید شما را از نشانه‌های تغییر نگرشتان با خبر سازند. این کار موجب ایجاد روحیه، عزت‌نفس و تسریع روند تغییر می‌شود. خود من دریافته‌ام به دلیل اینکه کارشناس علوم انگیزشی هستم اطرافیانم انتظار دارند همواره مرا با روحیه و با نشاط ببینند. بدین ترتیب زمانی که مطابق انتظار آنها سرحال نیستم سریعا متوجه می‌شوند و همین باعث می‌شود بتوانم فوراً روحیه خود را به دست آورم. در این خصوص همیشه به مخاطبانم می‌گویم که یکی از بدی‌های شغل من این است که هیچ وقت حق ندارم ناراحت باشم.

من به دلیل نیروی عظیم نگرش انسان و نقش مهم آن، شرح زیر را در کتابم با عنوان «60 ثانیه تا موفقیت» آورده‌ام: «خودتان طالع‌بین خودتان باشید و برای خود چیزهای خوب پیشگویی کنید. این یکی از ترفندهایی است که طالع‌بینان از آن استفاده می‌کنند و شما هم می‌توانید آن را به کار بندید. طالع‌بینان به سرعت متوجه می‌شوند که افکار فرد مراجعه‌کننده مثبت است یا منفی. سپس براساس برداشتی که از نگرش فرد می‌کنند درباره او به پیشگویی می‌پردازند. شما می‌توانید خودتان این کار را بکنید. اگر دیدتان مثبت است، پس اتفاقات خوشایندی در انتظار شماست. اما اگر فرد بدبینی هستید، باید در انتظار اتفاقات ناخوشایندی باشید .

اگر می‌خواهید سرنوشت خوبی برای خودتان پیش‌بینی کنید، افکار و رفتار مثبتی داشته باشید و ببینید جهان از آن شما می‌شود. وقتی صحبت می‌کنید دید مثبتی از خود داشته باشید. اگر دیدتان در این خصوص منفی باشد، علاوه بر اینکه خودباوری خود را از دست می‌‌دهید موجب می‌شوید دیگران هم باور خود را نسبت به شما از دست بدهند. همیشه در خودتان مثبت صحبت کنید. حتی اگر کسی شنونده صحبت‌هایتان نیست، خودتان می‌شنوید و خودتان مهم‌ترین فرد هستید. فراموش نکنید که نگرش شما به دیگران هم سرایت می‌‌کند. پس برای خودتان و دیگران آینده روشنی پیش‌بینی کنید و ببینید چگونه به حقیقت می‌پیوندد .»

در آخر باید گفت نگرش ما عاملی بسیار نیرومند است که می‌توان از آن سود جست یا متضرر گشت. من تاکید می‌ کنم که از آن در جهت مثبت استفاده کنید و از این لحظه به بعد بر نقاط مثبت زندگی‌تان تمرکز کنید. زندگی قطع نظر از نگرش ما به روند خود ادامه می‌دهد اما نوع نگرش ما بر طول عمرمان تاثیرگذار است .

نویسنده : Edward W.Smith

مترجم: فرناز صفدری  

برگرفته از : روزنامه تفاهم

اخذ شده: http://www.creativity. ir