غذاهایی که باهوش تان می کند

غذایی که مصرف می کنیم تأثیر مستقیمی روی عملکرد مغز دارد، بنابراین با انتخاب مواد غذایی صحیح می توان قدرت مغز را افزایش داد، حافظه را تقویت کرد و ذهن را جوان نگاه داشت.


یک توصیه به یک رژیم متعادل غذایی معقولترین راه تجویز نکته های غذا خوردن سالم است اما برخی از غذاها تأثیرات قابل توجهی در مغز دارند که می توان آنها را غذای مغز نامگذاری کرد.
این غذاها در سلامتی مغز به عنوان عضو مهمی از بدن که در کارکرد تمام اعضا نقش حیاتی دارد بسیار موثر است.


ماهی های چرب
اگر برای به خاطر آوردن این که امروز چه روزی است و یا یک ساعت پیش چه غذایی را به عنوان ناهار صرف کرده اید، باید به مصرف غذاهایی بپردازید که مغزتان را ارتقا بدهد، یکی از این غذاها ماهیهای چرب هستند.


اسیدهای چرب امگا -3 که در ماهی های چرب چون سالمون، ساردین وجود دارد برای تمام بخشهای بدمان ارزشهای فوق العاده ای دارند و به نظر
ادامه نوشته

زنجیره

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت

با پسر و عروس و نوه چهارساله اش زندگی کند

دستان پیرمرد می لرزید ، چشمانش تار و گام هایش مردد و لرزان بود

اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع می شدند ،

اما دستان لرزان پدر بزرگ و ضعف چشمانش

خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت .

نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند

و روی زمین می ریختند ، یا وقتی لیوان را می گرفت

غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت .

پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند

پسر گفت : ” باید فکری برای پدربزرگ کرد .

به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سر و صدا

و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام .‌”

پس زن و شوهر برای پیرمرد ، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند.

در آنجا پیرمرد به تنهایی غذایش را میخورد ،

در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت می بردند

و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف را شکسته بود

حالا در کاسه ای چوبی به او غذا می دادند

گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند

هم چنان که در تنهایی غذایش را می خورد

چشمانش پر از اشک است .

اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند

تذکرهای تند و گزنده ای بود که

موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او می دادند

اما کودک چهارساله شان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود .

یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی

با تکه های چوبی دید که روی زمین ریخته بود . با مهربانی از او پرسید

پسرم ، داری چی میسازی ؟‌

پسرک هم با ملایمت جواب داد :

” یک کاسه چوبی کوچک ،

تا وقتی بزرگ شدم با آن به تو و مامان غذا بدهم .”

و بعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد


این سخن کودک آن چنان پدر و مادرش را تکان داد

که زبان شان بند آمد و سپس اشک از چشمانشان جاری شد .

آن شب مرد جوان دست پدر را گرفت

و با مهربانی او را به سمت میز شام برد

اولیای گرامی

یادمان باشد . فراموش نکنیم

قدرت درک کودکان فوق العاده است .

چشمان آنها پیوسته در حال مشاهده ،

گوشهای شان در حال شنیدن .

ذهنشان در حال پردازش پیام های دریافت شده است .

اگر ببینند که ما صبورانه فضای شادی را برای خانواده تدارک می بینیم ،

این نگرش را الگوی زندگی شان قرار می دهند