اگر سيري در باب زندگي گهربار امام حسين(ع) در ايام كودكي، بخصوص آن زمان كه مصادف با دوران رسول خدا(ص) است، بيندازيم، مي‌بينيم كه ايشان و برادر گرامي‌شان هماره مورد لطف و محبت رسول اكرم(ص) بوده است، با اين ويژگي كه اين لطف و محبت فراتر از لطف و محبت يك انسان نسبت به كودك يا نوادگانش مي‌باشد. لطف و محبتي است كه در آن مي‌توان نشانه‌اي از حكمت الهي را يافت: آن طور كه يكي از افراد، تحت عنوان «ابن ماجه» بسيار روايت مي‌كند كه رسول خدا(ص) هماره دست روي سر حسين(ع) مي‌نهاد و مي‌فرمود: «حسين از من است و من از حسين؛ پس خداوند دوست مي‌دارد كسي را كه حسين را دوست بدارد، حسين فرزندي از فرزندانم است.» البته اين مطلب را محدثي به نام «ترمذي» در كتاب الصحيح به نقل از «يحلي بن مره» نقل مي‌كند كه رسول اكرم(ص) فرمودند: «حسين از من است و من از حسينم؛ خداي دوست بدارد كسي را كه حسين را دوست داشته باشد.» ناگفته نماند محدث ديگري با نام «بخاري» در كتاب «الادب المفرد» به استناد از «يحلي بن مره» چنين روايت كرده: «در يكي از روزها پيامبر اكرم(ص) همراه اصحابش به منزلي دعوت بودند. در مسير ايشان امام حسين(ع) كه كودك بود، بازي مي‌كرد. پيامبر(ص) جلوتر از اصحاب بود و دست گشود كه حسين(ع) را بگيرد. حسين(ع) از اين طرف به آن طرف مي‌رفت و پيامبر(ص) هم خنده كنان او را دنبال مي‌كرد تا اينكه حسين(ع) را گرفت. آن گاه او را بوسيد و فرمود: حسين از من است و من از حسين هستم، خداوند دوست بدارد كسي را كه حسين را دوست داشته باشد.

درباره عشق و علاقه رسول خدا(ص) نسبت به امام حسن(ع) و امام حسين(ع) روايات فراواني نقل شده است كه هر كدام از آنها با سند قطعي و جامع بيان شده است كه هيچ گونه شك و شبهه‌اي در آن نيست؛ زيرا اين روايات به استناد از آنچه اصحاب رسول خدا(ص) از مشاهدات خويش بيان كرده‌اند، گفته شده است؛ به عنوان مثال «ترمذي» در «جامع‌الكبير» به سند از «اسامه بن زيد» روايت كرده است كه در يكي از شب‌ها، براي انجام كاري به نزد رسول خدا(ص) رفتم. پيامبر(ص) بيرون آمد، درحالي كه زير عباي خويش حسن(ع) و حسين(ع) بودند. پس آن حضرت زماني كه روي زمين نشست، اين دو كودك را روي پاهاي مباركشان نشاند و فرمود: اين دو، نوادگان من و فرزندان دختر من هستند. خدايا من دوستشان دارم، تو هم آنها را و دوستدارانشان را دوست بدار. پس برهمين اساس است درباره امام حسين(ع) و كلام رسول خدا(ص) روايات معتبر فراواني بيان شده است كه در ادامه به برخي از اين روايات و ويژگي‌هايي كه به امام حسين(ع) منسوب است، اشاراتي مي‌شود.

اگر سيري كوتاه در كلام رسول خدا(ص) پيرامون امام حسين(ع) داشته باشيم، برخي صفات عالي را در حضرت ايشان مشاهده مي‌كنيم، چنانچه رسول خدا(ص) چنين مي‌فرمايند: حسن و حسين دو سرور جوانان بهشت‌اند.» گاهي ياري رساندن به امام حسين(ع) در آخرين روزهاي عمرش امري لازم براي مسلمانان حقيقي است؛ آن طور كه در اين مورد «ابن اثير» در شرح حال «انس بن حارث» مي‌نويسد: «از «اشعث بن سحيم» شنيدم از پدرش نقل مي‌كند از رسول خدا(ص) شنيد كه فرمود: «پسرم حسين(ع) در سرزميني در حوالي سرزمين عراق به شهادت مي‌رسد، كسي كه او را در آن حال درك كند، بايد او را ياري دهد.» پس انس بن حارث وقتي فهميد امام حسين(ع) عازم كربلا شده است، بي‌درنگ به سوي كربلا رفت و در آن سرزمين در ركاب امام حسين(ع) به شهادت رسيد.» گاهي اوقات در بين اصحاب رسول خدا(ص) بعد از وفات ايشان رواياتي نقل مي‌شد كه بيانگر آن بود كه آن حضرت به اصحاب مي‌فرمودند: «اگر خواستيد به سوي من نظر كنيد و من نبودم، پس به حسن(ع) و حسين(ع) نگاه كنيد. بر همين اساس بود كه ديدن امام حسين(ع) يادآور چهره مبارك رسول خدا(ص) بود.

هر چند در همان اوان نوجواني، در حدود هفت سالگي امام حسين(ع)، رسول خدا(ص) وفات يافتند و اين چنين با انبوهي توصيه‌ها در مورد اهل بيت(ع) آنان را تنها گذاشتند و جهان اسلام را غرق در ماتم كردند، اما امام حسين(ع) در آن مدت به عنوان يك مسلمان واقعي و پيرو راستين راه و سيره رسول خدا(ص) هماره از امام زمان خود، امام علي(ع) و امام حسن(ع) اطاعت كامل مي‌كرد و دستورات و فرامين ايشان را به گوش جان شنيده و تا آخرين توان خود و حتي فراتر از آن اجرا مي‌كرد؛ چنانچه به جز امام حسن(ع) اولين كسي كه در ركاب امام علي(ع) بود، كسي نبود غير از امام حسين(ع) كه سي و دو سالگي آن حضرت مصادف بود با بيعت مردم با پدرگرامي‌شان و اينكه شهر كوفه مركز حكومت و خلافت اولين امام شيعيان شد. بعد از اين امام حسين(ع) در تمام صحنه‌هاي نظامي و سياسي همراه با برادر بزرگوارش يار و ياور پدر بود تا اين چنين نهال نوپاي اسلام كه پيامبر(ص) براي آن سال‌ها تلاش كرده بود، آسيب نبيند. از اقدامات مهم امام حسين(ع) در دوران خلافت امام علي(ع) بر جامعه اسلامي آن زمان مي‌توان به شركت آن حضرت در جنگ‌هاي پدرشان اشاره كرد؛ آن گونه كه ايشان در جنگ جمل فرماندهي جناح چپ سپاه اميرالمومنين علي(ع) را بر عهده داشت. در جنگ صفين، اولين فتح سپاه امام علي(ع) به دست او رقم خورد و شريعه فرات به دست او و يارانش آزاد شد و در جريان حكمت نيز يكي از شاهدان ماجرا از سوي پدر امام حسين(ع) بعد از شهادت پدر گرامي‌شان و دوران امامت امام حسن(ع)، شيعه واقعي برادرش بود، آن طور كه در جريان صلح امام حسن(ع) هماره از اين صلح كه كاملا به نفع اسلام و نجات بخش اين دين الهي بود، حمايت و دفاع مي‌كرد و پس از اين صلح نيز همراه برادر به شهر مدينه مهاجرت كرد تا در شهر رسول خدا(ص) ياور و پشتيبان او باشد تا اين چنين نگهبان راستين دين خداوندي باشند. بي‌ترديد ادب و احترام امام حسين(ع) نسبت به برادر بزرگشان آنچنان شهره عام و خاص بوده كه در اين باب مطالب بسياري نقل شده است، به عنوان مثال در حديثي از امام محمد باقر(ع) آمده است كه ايشان مي‌فرمايند: «امام حسين(ع) به خاطر احترام و بزرگداشت مقام برادرش، امام حسن(ع) هرگز جلوتر از او راه نرفت و در سخن گفتن از او پيشي نگرفت.»

امروز، سوم شعبان سالروز ميلاد پر بركت سومين اختر تابناك امامت، امام حسين(ع) است؛ امامي كه در برهه‌اي از تاريخ اسلام با شهادت خود و يارانش همانند ديگر ائمه اطهار(ع) نگهدار و نگهبان واقعي دين مبين اسلام بود و طبق روايتي از سلمان فارسي، رسول خدا(ص) او را روي زانوي خويش مي‌نشاند و مي‌فرمود: «اي حسين! تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت‌هاي خدايي كه 9 نفرند و خاتم ايشان، قائم ما مي‌باشد.

منبع: روزنامه  رسالت